محل تبلیغات شما
آرمین دانشجوی باهوش کامپیوتر در برقراری ارتباط با آدم‌ ها خوب نیست و بیشتر وقت خود را با سایت کتابخوانی اش که خودش ساخته است، می‌ گذارند پدرش مبتلا به بیماری ام اس شده و در آستانه جدایی از مادرش است . او در سایت کتابخوانی با ژاله دختری که فهرست کتاب‌ های مورد علاقه اش بسیار شبیه به آرمین است آشنا می‌ شود . ژاله او را که مشکل مالی دارد برای کار به شرکت ساختمانی ای معرفی می‌ کند که خودش در آنجا به عنوان گرافیست کار می‌ کند . آرمین در شرکت با بهمن، رئیس شعبه، آناهیتا نامزد.
نوروز 1397

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین وبلاگ ها

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
جامع ترین اطلاعات تخصصی پزشکی ایران و جهان ایران زیبا ، زندگی سالم afarinnotes سایت واکنش گرا دست نوشته ی ذهن آشفته صدایی آشنا در گوشم زمزمه میکند کالای ارزان تخفیف ارزانی